EN Ar

دکتر جعفر قادری

تارنمای اطلاع‌رسانی دکتر جعفر قادری

بررسی علل عقب افتادگی استان فارس -11

کد خبر : ۵۰۹۴ تاریخ انتشار: ۲۳:۰۴ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۴

در شماره قبل مقاله، پیرامون مشکلات فرهنگی استان فارس در زمینه عدم ارتباط موثر دانشگاه، بیمارستان و مراکز آموزشی با جامعه، عدم نقش و جایگاه موثر نیروهای دانشگاهی در مصادر کارهای اداری، حاکمیت تفکر دولتی در استان و عدم تناسب جوانگرایی برای مسولیت های شوراها و نمایندگی مجلس مباحثی مطرح شد. در این شماره نیز درباره مشکلات فرهنگی استان مباحثی مطرح خواهیم کرد. «باید فرهنگ تعاون و کارهای جمعی در استان حاکم شود» اینقدر که در استان فرهنگ وقف و خیریه رواج دارد و استان فارس را باید منشا شکل گیری انجمنهای خیرین مدرسه ساز، تامین سلامت و مسکن ساز نامید، اگر فرهنگ تعاون و کارهای جمعی رواج داشت، وضع استان بهتر از امروز بود. در استانی که این همه متخصص و صاحبان سرمایه انسانی و صاحبان سرمایه مالی وجود دارد، چرا نباید واحدهای تولیدی صنعتی و خدماتی با کارکردهای ملی و تولیدات جهانی داشته باشیم؟ اگر افراد متخصصی که تمام توان خود را برای ایجاد واحدهای وقفی گذاشته اند، بخشی از وقت خود را برای ایجاد واحدهای غیر دولتی با مشارکت متخصصین و سرمایه‏ گذاران می گذاشتند، وضعیت شاخص های استان خیلی بهتر از امروز بود. «نوع فعالیت های مشمول وقف در استان با مشکل مواجه است» در نوع فعالیتهای مشمول وقف هم در استان با مشکل مواجه هستیم. اگر در سرانه فضاهای آموزشی و بهداشتی و درمانی مرتبط با آموزش و پرورش و بهداشت و درمان، از سرانه های کشوری عقب باشیم، دولت ترمیم کسری این سرانه ها را وظیفه خود دانسته و آنرا جبران میکند ولی اگر در سرانه دانشجوئی با مشکل مواجه باشیم، دولت در ترمیم کسری آن تلاشی نخواهد کرد. آیا با چنین وضعیتی بهتر نیست که اموال خود را در جائی وقف کنیم که دولت در آنجا احساس مسئولیت نمی کند؟ اگر مردم در احداث دانشگاه یک ریال کمک کنند، با توسعه پذیرش دانشجو و جذب داوطلب غیر بومی هم دولت کمک بیشتری می کند و هم اقتصاد استان، تحرک بیشتری پیدا می‏کند. اگر این دید در استان حاکم می شد، نه تنها در راه اندازی دانشگاه هنر و قریب به ۱۰ موسسه آموزش عالی دولتی دارای مجوز در استان دارای مشکل نمی شدیم، بلکه امکان تاسیس دانشگاههای بیشتری در استان وجود داشت و سرانه جمعیت دانشجوئی ما حدود 40 تا 50 درصد استانهای همجوار مثل اصفهان، یزد و کرمان نمی شد. هرچند شهر شیراز به عنوان سومین شهر مذهبی وسومین حرم اهل بیت در ایران نامگذاری و شناخته شده‏ است و انتظار می رود که این شهر از نظر سرانه شاخصهای مذهبی نسبت به سایر استانهای فاقد عنوان مذهبی وضعیت بهتری داشته باشد، ولی واقعیت این است که ما در استان فارس کمتر از ده هزار طلبه و روحانی داریم، در حالیکه در یکی از استانهای همجوار ما با همین جمعیت فارس، حدود 15 هزار طلبه و روحانی دارند. حال قضاوت را به مردم واگذار می کنیم. با این شرایط فعالیت واقفین در ساخت مدرسه و بیمارستان توجیه دارد و یا در ساخت حوزه و دانشگاه؟ «استان فاس در اولویت بندی امور با مشکل مواجه است» ما در فرصت سوزی در کشور جایگاه بالائی داریم. چند سال است که با نامگذاری مقام معظم رهبری، شیراز به عنوان سومین شهر مذهبی کشور شناخته شده است. در استفاده از این فرصت چه اتفاقی در استان روی داده است؟ کدام توسعه سخت افزاری و یا نرم افزاری برای استفاده از این توانمندی ایجاد شده است؟ ما در استان در اولویت بندی دچار مشکل هستیم. برای حفظ بافت های تاریخی راهی جز تن دادن به تخریب بخشهای فرسوده درون این بافت و حفظ آثار و ابنیه موجود در آنها به شکل لکه ای نداریم و اگر میخواهم کل بافت را حفظ کنیم باید هم از توان دولت و هم از توان شهرداری استفاده بیشتری داشته باشیم. برخورد با بافتهای تاریخی، نمونه دیگری از خود محوری هائی است که در شیراز داریم ولی در جاهای دیگر وجود ندارد. اگر بافت تاریخی ارزش دارد، اگر این بافت ها سرمایه ملی هستند، چرا برای نگهداری آنها فقط مردم شیراز باید هزینه آن را پرداخت نمایند؟ در طول سالهای گذشته میراث فرهنگی کدام گام مثبت برداشته و چه مبلغی را برای حفظ این بافت ها هزینه نموده است؟ تاکید بر آن نیست که این بافتها تخریب شود، انتظار براین است که برای استفاده از این بافتها به سرمایه گذار کمک بیشتری شود. باید فشار بیشتری به سازمان میراث فرهنگی برای کمک به این بافتها وارد کنیم. باید مقداری به خودمان بیائیم و از این بخشی‏ نگری ها جدا شویم و فقط سنگ اندازی نکنیم. در کنار محدودیتهای اعمال شده برای استفاده موثرتر از بافت تاریخی، گشایشهایی هم پیشنهاد بشود. درست است که قانون حمایت از بافتهای تاریخی با پیشنهاد اولیه بنده در مجلس نهم و کمک وزارت میراث فرهنگی و گردشگری و همراهی نمایندگان در مجلس دهم تصویب شده و بخش عمده ای از این مشکلات را حل کرده ولی انتظار ما از وزارت میراث فرهنگی و گردشگری بیشتر از اینها است. «مدیریت ها در استان فارس با ثبات نیست» یکی دیگر از مشکلات فرهنگی توسعه در استان فارس، عدم ثبات مدیریت ها است. اگرچه طولانی شدن عمر مدیریت ها آفت توسعه است، ولی بی ثباتی در مدیریت ها نیز مشکلاتی را ایجاد می کند. در همه استانها جابجائی جناحها و جریانهای سیاسی وجود دارد. تفاوت این جابجائی ها در فارس و سایر استانها در این است که در استان ما، جناح خارج شده از قدرت، برای رسیدن مجدد به قدرت بجای اینکه بر روی توانمندی های خود تاکید داشته باشد، سعی در چوب لای چرخ گذاشتن در کار جناح حاکم دارد. چون در استان زمینه های کاری، محدود به بخش دولتی می شود، همیشه برای رسیدن به جایگاههای دولتی، جناحها با هم درگیر هستند. اگر محیطهای کاری خارج از استان را نیز به محیطهای کاری استان اضافه کنیم، بسیاری از این درگیری ها و تنش ها از بین خواهد رفت. برخی از مدیران در استان تصور میکنند که اگر به یک سرمایه گذار گیر دادند و برای توسعه سرمایه‏ گذاری به دلیل وجود بعضی از اشکالات ترمز ایجاد کردند، در حق مردم، بزرگی و احسان کرده‏ اند! چه کسی منکر بی مسئله بودن سرمایه گذاری ها شده است؟ اگر بنا باشد که در کارها اشکال نباشد، نباید بگذاریم که کاری انجام شود. به قول معروف نامه نانوشته، غلط ندارد. هنر مدیر باید آن باشد که بدون وقفه در کارها، اشکالات را برطرف کند. اگر مثل برخی از مدیران سابق، افرادی راه مواجهه با فقر را کمکهای موردی به فقرا و توزیع کوپنها و بنهای متعلق به کمیته امداد، توسط مدیران کلان می دانند، سخت در اشتباهند. راه مبارزه با فقر، توانمند کردن طبقات فقیر و متوسط جامعه از طریق تعریف طرحها و پروژه های سهامی، تعاونی تولیدی و مشارکت دادن این گروهها در سرمایه گذاری و اشتغال ناشی ار این طرحها است. بنا نیست که به تعبیر برخی مدیران کم تجربه قبلی، مواد پتروشیمی و خطوط ریلی را ذوب کرده و در گلوی مردم بریزیم، بلکه بنای استان براین است که از توسعه این زیرساخت ها برای ایجاد درآمد و اشتغال قشرهای محروم و توسعه مناطق عقب افتاده استفاده نماید. اگر سرمایه گذار در طرحی سرمایه گذاری کرد، در کنار سودی که خودش می برد، اشتغال، درآمد و ارزانی و وفور کالا و خدمات را برای دیگران به ارمغان می آورد. این سرمایه گذار حتی اگر بخواهد در استخدام، اولویت اول را به اقارب و بستگان بدهد، بازهم برای پرکردن فرصت های شغلی ناچار به استفاده از دیگران است. اگر مدل سرمایه گذاری این طرحها توسط افراد دارای سرمایه و در قالب سهامی خاص را نمی پذیریم، بیائیم و از مدل های سهامی عام و تعاونی سهامی عام و یا تعاونی های فراگیر به عنوان مدل های تعریف شده در قانون سیاست‏های اصل 44 استفاده نمائیم، نه اینکه اصل سرمایه گذاری را زیر سئوال ببریم. «باید فرهنگ آباد کردن در فارس جایگرین فرهنگ تخریب کردن شود» در استان باید فرهنگ آباد کردن، جایگزین تخریب کردن و برنامه ریزی، جایگزین روزمرگی شود. باید بپذیریم که تخریب کردن راحت تر از ساختن است و پرداختن به روزمرگی خیلی آسانتر از حرکت کردن با برنامه است. ممکن است بوی تعفن روزمرگی و تخریب کردن در کوتاه مدت با هیاهوی رسانه ای و پیامک زنی به مشام عوام نرسد، ولی مشام حساس انسانهای دوراندیش حتی در کوتاه مدت و مشام عوام نیز در بلندمدت از این بوی بد، آزرده خواهد شد. «رسانه ها در توسعه استان جایگاه موثری ندارند» اگرچه در استان فارس از نظر تعداد روزنامه و مجله نسبت به سایر استانهای کشور وضعیت مطلوبی داریم، ولی انتظارات ما از این رسانه های مکتوب در توسعه استان برآورده نشده است. اگر این رسانه ها، فضای استان را به فضای کار و کوشش تبدیل کرده و مسیرهای مشخصی برای توسعه تعریف نمایند و بر آن اصرار ورزند، آمدن و رفتن افراد و جناحها و جریانات، وقفه ای در رشد و توسعه استان ایجاد نمی کند. چرا باید استان از فضای نقد سازنده دور بوده و فرهنگ تعریف و تمجید و فضای کوه جلوه دادن کارهای کم ارزش و کاه جلوه دادن کارهای با ارزش بر استان حاکم شود؟

پایان بخش یازدهم/

نظرات کاربران

هنوز هیچ نظری تایید یا ثبت نشده است.

پیام کوتاه دکتر قادری

مشاهده آرشیو پیام‌ها