EN Ar

دکتر جعفر قادری

تارنمای اطلاع‌رسانی دکتر جعفر قادری

بررسی علل عقب افتادگی استان فارس -12

کد خبر : ۵۰۹۵ تاریخ انتشار: ۲۳:۰۶ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۴

در 11 شماره قبل درباره علل عدم توسعه استان فارس مطالبی در 2 فصل بیان شد. در فصل اول درباره استراتژی های غلط توسعه در قالب چهار بخش، و درفصل دوم درباره مشکلات فرهنگی استان در قالب 7 بخش به تفصیل مطالبی به رشته تحریر در آمد. در این فصل با تأکید بر موقعیت جغرافیایی استان فارس و میزان دسترسی آن به مرکز کشور، مطالبی را در زمینه علل عقب ماندگی استان بیان خواهیم کرد. «مشکلات دسترسی شیراز و فارس به مرکز کشور» دوری جغرافیایی فارس از مرکز کشور و عدم وجود بزرگراهها و آزادراههای ارتباط دهنده این استان به مرکز کشور، عدم وجود خطوط ریلی پرسرعت در استان و بین استان و مرکز کشور و نیز حجم پایین تعداد پروازهای بین شیراز و مراکز برخی از شهرستانهای دارای فرودگاه و تهران باعث شده تا دسترسی مردم ما به فرصت های اداری، کاری، آموزشی، شغلی و درآمدی موجود در پایتخت نسبت به استانهای همجوار با تهران کمتر باشد. استانهای فاقد دسترسی در معادلات ملی جایگاه مناسبی نداشته و در تصمیم گیری ها، محلی از اعراب ندارند. استانی که در کابینه و مسئولیت های اداری ملی سهم زیادی نداشته باشد، نمی تواند از حقوق خود در معادلات اداری دفاع کند. برخلاف تصور عامه، توزیع بودجه و امکانات در کشور بیش از آنکه بر مبنای ملاک و معیار و شاخص باشد، مبتنی بر رابطه و فشارهای وارده به مسئولین کلان مملکتی است. استانی که در پست های حساس و کلیدی نماینده دارد، کارش بهتر پیش می رود. اگر برخی از استانهای کشور، امروزه شاخصهای بهتری در توسعه، نسبت به استان فارس دارند، این وضعیت نسبی بهتر آنها نتیجه توانمندیها و ظرفیتهای بیشتر آنان نسبت به فارس نیست. «مزیت نسبی استان فارس در بخش های کشاورزی، صنعتی و اقتصادی» استانی که در همه ادوار ریاست جمهوری و در همه جناحها و جریانات نیرو داشته، از رانت حضور خود در این جایگاهها، نهایت استفاده را برده است. اگر برخی از استانها فقط در یکی از بخشهای اقتصادی، کشاورزی و صنعت مزیت نسبی و رقابتی دارند، استان فارس در هر سه بخش دارای این مزیتها است. وقتی سیستم اداری متمرکز است و همه پستها و موقعیتهای اداری، آموزشی، شغلی و سیاسی از بالا و به صورت متمرکز توزیع می شود، حضور بیشتر نیروهای برخی از استانها در مرکزیت سیاسی کشور باعث می شود تا سهم این استانها از این فرصتها بیشتر از سهم نسبی سایر استانها باشد. استانهایی که به مرکزیت جغرافیائی کشور نزدیکترند، حضور بیشتر و موثرتری در جایگاهها و مسئولیت های کشوری دارند. اگر در جریان نقل و انتقال کارکنان دولت از تهران به سایر استانها، استانهای حول و حوش تهران متقاضی بیشتری دارد، دلیل آن کاملا روشن است. اگرچه انگیزه برای دریافت مشوق های ارائه شده در مهاجرت وجود دارد، ولی نیروی مهاجر به جائی مسافرت می کند که دسترسی او را به پایتخت و امکانات موجود در آن محدود نکند. در شرایطی که دسترسی به تهران برای برخی از استانها عامل محدود کننده است، در توزیع فرصت‏های سیاسی وکاری در پایتخت، شایستگی ها و توانمندیهای همه نیروهای ملی مورد توجه قرار نمی گیرد و در این مسابقه نابرابر، نتیجه به نفع استانهای دارای دسترسی بیشتر رقم خواهد خورد. همین مشکلات دسترسی سبب شده تا مهاجرت از استان به مرکز کشور کمتر اتفاق بیافتد. بسیاری از فارسی ها که خودشان هم تمایل به مهاجرت دارند به علت دوری فارس تا تهران و مشکلات رفت و آمد بین پایتخت و فارس، با مخالفت خانواده های خود مواجه می شوند. «افزایش سهولت دسترسی به تهران کلید معماست» برای حل این مشکلات راهی جز افزایش سهولت دسترسی به تهران وجود ندارد. در استان فارس باید احداث خطوط ریلی سریع السیر و احداث آزاد راهها و بزرگراهها و توسعه خطوط پروازی در اولویت قرار گیرد. مردم اصفهان، کرمان، مازندران و یزد اگر برای دسترسی به تهران هواپیما در اختیار نداشته باشند، در صورت تمایل می توانند با صرف وقت بیشتری از قطار و یا خودرو شخصی و یا اتوبوس استفاده نمایند. به عبارت دیگر در آن استانها سایر وسایل نقلیه، جایگزین مناسبی برای پرواز است، در حالیکه در استان فارس با این دوری مسیر و با این وضعیت سایر وسایل حمل ونقل، جایگزین مناسبی را برای هواپیما نمی توان یافت. در آن استانها اگر وجود شرکت های هواپیمائی بومی و افزایش تعداد پروازها مستحب است، در استان فارس داشتن این شرکتها و افزایش پروازها، واجب است. چرا باید تلاشهای صورت گرفته در تاسیس شرکتهای هواپیمائی بومی استان، هرچند با سرمایه خارج از استان، بجای همراهی و همگامی، با انگها و اتهامات ناجوانمردانه در فارس پاسخ داده شود و مسئولین پیگیر، متهم به سهام داشتن در این شرکتها شوند؟ در استان ما نه تنها دسترسی های ملی مسئله ساز است، بلکه دسترسی های بین المللی نیز دارای مشکل است. «ضرورت دایر کردن پروازهای ترانزیتی منطقه ای و بین المللی از شیراز» اگر در فرودگاه اصفهان با وجود نزدیکی به فرودگاه امام، دایر کردن پروازهای بین المللی چندان توجیهی ندارد، در فرودگاه شیراز این پروازها کاملا دارای توجیه است. در شرایطی که بخش عمده ای از مسافرین فارسی برای سفر به مقاصد اروپائی و آمریکائی به علت انجام پروازهای بین‏ المللی کشور در فرودگاه امام (ره) و هزینه ها و وقت تلف شده مترتب بر انتقال از فرودگاه مهرآباد به فرودگاه امام، ترجیح می دهند از پروازهای ترانزیتی کشورهای عربی برای رسیدن به این مقاصد استفاده نمایند و انواع تحقیرها را در این پروازها بر خود هموار نمایند، دایر کردن پروازهای ترانزیتی از مقصد شیراز به اروپا و آمریکا از طریق ترکیه و سایر کشورهای واسطه نه تنها مستحب، بلکه واجب است. وقتی این امکان برای شرکتهای دارای ایستگاه در شیراز وجود ندارد، یا باید شرکتهای دارای این امکان در شیراز ایجاد شود و یا از ظرفیت شرکتهای داخلی و یا خارجی دارای این امکان استفاده شود. در راستای تقویت دسترسی های بین‏ المللی فرودگاه شیراز باید از ظرفیت پروازهایی که در فرودگاههای لار و لامرد به مقصد کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس انجام می شود، نیز استفاده کرد. انجام پروازهای ترانزیتی شیراز به این کشورها از طریق این دو فرودگاه، شرایطی را فراهم می کند که به صورت روزانه از شیراز به این مقاصد پرواز داشته باشیم و بخشی از ظرفیت ترانزیتی کشور به راحتی در اختیار بعضی از فرودگاههای کشورهای عربی گذاشته نشود. «ضرورت توجه به امور زیربنایی با توزیع مناسب در استان» استان فارس برای اینکه بیشتر از اینها از قافله رشد و توسعه عقب نماند، هم باید فاصله زمانی خود را با تهران کمتر کند و هم در تهران حضور بیشتری داشته باشد. مشغول شدن مسئولین استانی به رتق و فتق امور در استان و غافل شدن از اتفاقاتی که در تهران میگذرد، فاصله ما را از سایر استانها بیشتر میکند. وقت گذاشتن برای کارهای ریز مردم و راه افتادن به سمت شهرستانها و دنبال کردن سفرهای شهرستانی زمانی مناسب است که بودجه و امکاناتی در استان برای توزیع وجود داشته باشد. اگر ما در استان به این امور داخلی سرگرم شده و مسائل کلان و ملی را رها کنیم، باید فقر را بین مردم توزیع نمائیم. اگر در استان به امور زیربنائی و طرحهای کلی و کلان منتها با توزیع مناسب استانی توجه شود، هیچ نقطه محرومی در استان باقی نخواهد ماند. تصور کنید اگر در استان 14 مجتمع پتروشیمی، دو پالایشگاه نفت و گاز، یک کارخانه خودروسازی، 5 مجتمع تولید فولاد بالای یک میلیون تنی، واحدهای تولیدی مصوب مناطق ویژه اقتصادی خصوصا منطقه ویژه صنایع انرژی بر و دهها کارخانه بزرگ مصوب سفرهای استانی دولت و سفر مقام معظم رهبری در تهران پیگیری و به تولید برسند و در نتیجه هرکدام از این طرحها بطور مستقیم و غیرمستقیم هزاران فرصت شغلی در فارس ایجاد شود، نه تنها مشکل اشتغال و درآمد مردم استان حل شده است، بلکه از نظر توزیع درآمد نیز فرصت های درآمدی بین همه شهرستانها بخوبی توزیع شده است. حضور منظم استاندار، معاونین و مدیران کل استان در تهران به مفهوم غفلت آنان از شهرستانها و در دسترس نبودن مرکز استان برای شهرستانها نیست. همانطور که تاکید داریم، تهران به شکل مناسب تری در دسترس مرکز استان قرار گیرد، مرکز استان هم باید به شکل مناسبی در دسترس شهرستانها قرار گیرد. راه مناسب این دسترسی استفاده از ابزارهای روز، تقسیم کار و افزایش تعداد مدیران کلان استان است. اگر در استان کوچکی مثل استان بوشهر داشتن مشاور در بخش های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی برای استاندار ضرورت ندارد، در استان پرجمعیت و پر شهرستانی مثل استان فارس، نه تنها افزایش تعداد معاونین بلکه ایجاد تعدادی پست مشورتی نیز در استانداری ضرورت دارد. استفاده از روش های جدید دسترسی مثل امکانات فناوری اطلاعات و ارتباطات و دایر کردن ظرفیت‏های مجازی و ویدئو کنفرانسی می تواند تا اندازه ای مشکلات دوری استان تا پایتخت و کانون‏های توسعه را حل کند. اگر برای استانهای همجوار با تهران تمرکز گرائی به عنوان یک مشکل نمود خارجی ندارد، برای استان دورافتاده ای مثل فارس این مشکل کاملاً مشهود و قابل اعتنا است. بر این اساس تمرکز زدائی باید به عنوان یکی از محورهای توسعه مورد توجه استان فارس باشد. در بخش بعدی مقاله، مشکلات زیر ساخت ها در استان مورد بررسی قرار می گیرد.

پایان بخش دوازدهم /

نظرات کاربران

هنوز هیچ نظری تایید یا ثبت نشده است.

پیام کوتاه دکتر قادری

مشاهده آرشیو پیام‌ها