EN Ar

دکتر جعفر قادری

تارنمای اطلاع‌رسانی دکتر جعفر قادری

بررسی علل عقب افتادگی استان فارس -13

کد خبر : ۵۰۹۶ تاریخ انتشار: ۲۳:۱۲ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۴

در شماره قبل مقاله، پیرامون مشکلات دسترسی شیراز و استان به مرکز کشور در زمینه ضرورت افزایش سهولت دسترسی به تهران، دایر کردن پروازهای ترانزیتی منطقه ای و بین المللی از شیراز و ضرورت توجه به امور زیر بنایی با توزیع مناسب در استان مطالبی بیان شد. در این شماره نیز درباره مشکلات دسترسی نامناسب استان ، مطالبی درباره مشکلات زیرساختهای استان مباحثی مطرح خواهیم کرد. زیر ساختهای راه و راه آهن و فرودگاه، لازمه توسعه و گسترش بازارهای تولیدی است و با ایجاد آنها، هم مواد اولیه با هزینه کمتری در اختیار تولید کننده قرار می گیرد و هم کالای تولیدی با قیمت بالاتری توسط تولید‏کننده در اختیار مصرف کننده بیرونی قرار می گیرد. برق، آب، گاز و تلفن، زیر ساختهای لازم برای توسعه فعالیتهای تولیدی در همه بخشها است. مناطق ویژه اقتصادی، شهرکها و نواحی صنعتی، هزینه تولید را در استانها کاهش داده و فضای رقابتی تری را برای صنایع فراهم می کنند. در استانی که این زیرساختها به شکل مناسبتری فراهم تر است، شانس بیشتری برای جذب سرمایه بخشهای دولتی و غیر دولتی دارد. در استانهای کویری تمرکز جمعیت به صورت نقطه ای است و در کل مساحت استان جمعیت توزیع نشده است. در استان فارس پراکندگی جمعیت بیشتر از سایر استانها است. استان کرمان اگرچه وسیعتر از فارس است و جمعیتی کمتری را در خود جای داده و در نتیجه تراکم نفر در هکتار در این استان کمتر از فارس است، ولی تفاوت معنادار این استان با فارس در این است که به علت کویری بودن استان، بخش هایی از کرمان خالی از سکنه است و اگر این مناطق را از مساحت کرمان کم کنیم، تراکم نفر در هکتار در استان کرمان بیشتر از استان فارس است. تراکم کم نفر در هکتار نیاز به خدمات و امکانات زیربنائی بیشتری را طلب می کند. وقتی جمعیت در همه نقاط استان پراکنده شده است، نیاز به احداث جاده ها و زیرساختهای بیشتری وجود دارد. حال اگر با این شرایط طول جاده های استان در هر کیلومتر مربع در کشور و نیز زیرساختهای استان وضعیت مناسبی نداشته باشد، محرومیت استان محسوس تر و ملموس تر است. «تکمیل سدهای در دست احداث باید از اولویت های مسئولین استان باشد» در استانی که فعالیتهای کشاورزی، بخش عمده ای از غذای سفره مردم را تامین می کند و برای تولید محصولات کشاورزی از آبهای زیر زمینی استفاده می کند، عقب افتادن در تکمیل سدها و کانالهای پشت سدها مشکلات جدی ایجاد می کند. چگونه می توان پذیرفت که مردمی که تامین کننده غذای بخش قابل توجهی از جمعیت کشور هستند، امروزه خود به علت خشکسالی‏های پی‏درپی، به نان شب و کمترین درآمد محتاج باشند. تسریع در تکمیل سدهای در دست احداث و شروع به ساخت سدهای جدید باید از اولویت های مسئولین ملی و محلی برای توسعه این استان باشد. محدودیت بارش در استان باعث شده تا بخش قابل توجهی از تاسیسات آبرسانی در فارس در هرسال نیاز به ترمیم داشته باشد. وقتی که بخشی از چاههای آبرسانی هر سال از سرویس‏دهی خارج می‏شوند، نیاز به احداث چاههای جدید و یا کف شکنی چاههای موجود بیشتر می شود. به این ترتیب بخش عمده ای از بودجه عمرانی استان برای ترمیم فعالیتهای آبرسانی در استان هزینه می شود. در استانهای با بارش مناسب سالیانه، این مشکل وجود خارجی ندارد. اگر اعتبارات تامین آب روستاها مثل اعتبارات تامین گاز روستاها نه از اعتبارات استانی، بلکه از اعتبارات ملی تامین شود، این مشکل بار اضافی بر بودجه استان تحمیل نمی کند. در شرایطی که دولت به خودش اجازه میدهد برای گازرسانی به شهرها و روستاهای کشور و تامین اتان و اتیلن پتروشیمی ها در شمال و شرق کشور و یا پالایشگاههای فرآورده‏های نفتی در اقصی نقاط کشور هزاران کیلومتر خط انتقال متان، اتان، اتیلن و نفت خام را از جنوب به شمال و شرق کشور احداث کند و برای تامین آب قم، کرمان، یزد و اصفهان، هزاران کیلومتر خط آبرسانی و تونل انتقال آب احداث نماید، چرا نباید انتظار داشته باشیم که همین برخورد در تامین آب بخشهای شمالی، جنوبی و شرقی استان فارس داشته باشد و آب مورد نیاز این مناطق را از دریا، بخشهای غربی استان و حتی کشور تامین ننماید؟ «بسیاری از منابع مالی استان باید از بودجه ملی تامین شود» برای استانی که خود تولید کننده حدود یک سوم گاز کشور است و در جوار حوزه های بزرگ گازی پارس شمالی و جنوبی قرار گرفته است، بی توجهی به احداث و توسعه صنایع انرژی بر غیرقابل درک است. اگر بنا باشد که این گاز گرمابخش خانه ها و واحدهای اداری و تجاری سایر استانها باشد و به عنوان ماده اولیه ایجاد کننده اشتغال و درآمد برای سایر استانها باشد، چرا این مزایا را در فارس ایجاد نکند؟ چگونه می‏توان پذیرفت که استانی تولید کننده گاز و نفت باشد و فرآورده‏های نفتی، محصولات پتروشیمی و برق مورد نیاز خود را از سایر استانها تامین کرده و صادر کننده این محصولات نباشد؟ عقل و منطق و صرفه و صلاح اقتصادی ایجاب می کند که استان فارس صادرکننده این محصولات باشد و نه واردکننده آنها. تسریع در احداث و توسعه واحدهای پتروشیمی، پالایشگاهی، نیروگاهی و انرژی‏ بر، کمترین خواسته فارسی ها از دولت است و باید به صورت یک اولویت مورد توجه مسئولین محلی و ملی قرار گیرد. «استان به خط آهن برای بهره گیری از کریدورهای شمال-جنوب نیاز دارد» ما در فارس توسعه خطوط ریلی را صرفاً برای جابجایی مسافر نیاز نداریم. بیشترین نیاز ما به خط‏ آهن بهره گیری از کریدورهای شمال- جنوب است که برای استان در بخشهای صنعتی و تجاری ایجاد مزیت می کند. احداث خطوط ریلی در استان بیش از آنکه برای فارس ایجاد مزیت کند، برای کشور، دارای مزیت است. فعال کردن یکی دیگر از کریدورهای جنوب- شمال، ظرفیت‏های ترانزیتی کشور را ارتقاء داده و باعث افزایش درآمدهای ترانزیتی کشور می شود. استانی که بیش از ده درصد محصولات کشاورزی کشور را تامین میکند، با داشتن رودخانه های پرآب دائمی و فصلی از تعداد سدهای قابل قبولی برخوردار نیست. وقتی برای انجام هر فعالیت کشاورزی، صنعتی و خدماتی نیاز به آب داریم، نمی توانیم نسبت به تاخیر در احداث و تکمیل سدها بی تفاوت باشیم. در استان حتی اگر بنای بر توسعه کمی فعالیتهای کشاورزی نداشته باشیم و صرفا بخواهیم به توسعه فعالیتهای صنعتی و خدماتی بپردازیم، نمی توانیم تمام تکیه خود را بر آبهای سطحی و زیرزمینی استان نمائیم. چون استان فارس، استان خشک و کم آبی است باید از توانمندیهای دور و بر استان استفاده نمائیم. اگر در شرق و در شمال ما استانهای خشک و کم آبی وجود دارند، در غرب استان، استانهای پرآبی داریم و در جنوب نیز با محدودیت آب مواجه نیستیم. برای تامین آب از استانهای غربی باید به سمت اجرای طرحهای انتقال آب به صورت بین حوزه ای حرکت نمائیم. وقتی انتتقال آب از سرشاخه های کارون و رودخانه های واقع در استان خوزستان به استانهای کرمان، یزد و اصفهان به صورت جدی دنبال می شود، چرا این موضوع در مورد استان فارس اجرا نشود؟ وقتی در جنوب، استان به دریا نزدیک بوده و از عرضه نامحدود آب دریاها برای مصارف مختلف می توانیم استفاده نمائیم، چرا برای تامین آب بخشهای دارای توجیه از این امکان، بهره مند نشویم؟ «ضرورت توسعه فرودگاههای استان» هرچند تعدادی از فرودگاههای احداث شده در کشور توجیه مناسبی ندارند، ولی برای استان پهناور و دور از مرکزی چون استان فارس، پیش بینی فرودگاه در بخش شمالی، در کنار تقویت فرودگاههای مرکزی، جنوبی و شرقی استان یک ضرورت است. مگر در چند استان کشور، فاصله شمال تا جنوب آن بیش از 800 کیلومتر است و عرض آن از غرب تا شرق این اندازه طولانی است؟ وقتی در این استان، فرودگاه شیراز از نظر تعداد پرواز و حجم مسافر جابجا شده، چهارمین فرودگاه کشور است و پارکینگ و فضاهای ترمینالهای آن گنجایش لازم برای پاسخگوئی به افزایش مسافر و تعداد پروازها را ندارد، تسریع در تکمیل این فرودگاه و استفاده از سرمایه های دولتی و غیردولتی، خارجی و داخلی برای توسعه این فرودگاه، یک ضرورت است. وقتی فرودگاههای لار و لامرد به عنوان دو فرودگاه بین المللی در استان امکان توسعه پرواز و جذب سرمایه های بیشتر در زیر ساختها را دارند، چرا از امکانات بالقوه این فرودگاهها استفاده کافی نبریم؟ در استان فارس برای تکمیل زیرساختها نیاز به سرمایه گذاریهای زیادی داریم. بخشی از این زیرساختها باید توسط دولت ایجاد شود. بخشی از آن با استفاده از ظرفیت بخشهای عمومی غیر دولتی و یا شرکتها و کارخانجات قابل انجام است و بخش دیگری از آنها باید توسط بخش غیر دولتی و در قالب سرمایه گذاریهای انتفاعی انجام شود. آزادراههای فارس، بخش هائی از فرودگاههای استان، بخش هائی از حمل و نقل ریلی استان و دانشگاهها و مراکز بیمارستانی و مناطق ویزه اقتصادی و دهها و صدها زمینه دیگر، امکان انتفاعی شدن و واگذاری به بخشهای غیر دولتی را دارند. هنر مدیران ما باید مصروف به تعریف این طرحها و پروژه ها در قالب بسته های سرمایه گذاری و ارائه آن به سرمایه گذاران باشد. مدیرانی که فقط برای رفع و رجوع کارهای جاری و روزمره توان گذاشته و برای انجام کارها و فعالیتهای حوزه خود از ظرفیت بخش‏های غیردولتی در کنار بخش دولتی استفاده نمی کنند، حلال مشکل استان نیستند. از مدیران بومی انتظار می رود که از کارهای سطحی و روزمره عبور کرده و برای ارتقاء جایگاه استان به طرحهای ابتکاری و نو و با افق برنامه ریزی بلندمدت روی اورند.

پایان بخش سیزدهم/

نظرات کاربران

هنوز هیچ نظری تایید یا ثبت نشده است.

پیام کوتاه دکتر قادری

مشاهده آرشیو پیام‌ها