دکتر جعفر قادری

تارنمای اطلاع‌رسانی دکتر جعفر قادری

جعفر قادری نماینده ادوار هشتم و نهم مجلس شورای اسلامی طی یادداشتی در خبرگزاری فارس در تاریخ 6 آبان 98مطرح کرد

ملاک‌های انتخاب نمایندگان مجلس-۱

کد خبر : ۵۱۴۸ تاریخ انتشار: ۲۰:۲۷ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۹

هرچند تا ۲ اسفند زمان زیادی باقیمانده ولی برای شناخت مردم از افرادی که می‌خواهند به عنوان نماینده آنها عهده‌دار قانونگذاری و پیگیری امور آنها باشند فرصت کافی وجود ندارد و بیشتر شناخت‌ها سطحی است....

ملاک‌های انتخاب نمایندگان مجلس-۱

به گزارش خبرگزاری فارس، جعفر قادری دانشیار اقتصاد دانشگاه شیراز و نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی یادداشتی با عنوان «ملاک‌های انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی» نوشت.

با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال ۹۸، به روز برگزاری یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی نزدیک می‌شویم. هرچند تا ۲ اسفند زمان زیادی باقیمانده است ولی برای شناخت مردم از افرادی که می‌خواهند به عنوان نماینده آنها برای ۴ سال به وکالت از آنها عهده‌دار قانونگذاری و پیگیری امور آنها باشند فرصت کافی وجود ندارد.

گر چه بیشتر چهره‌های مطرح شده برای مردم شناخته شده هستند ولی شناختها نوعاٌ سطحی است و کمتر کسی تا به حال با نگاه یک رأی‌دهنده درصدد شناخت افراد برآمده است. هرچند برای شناخت افراد از کاندیداها راههای زیادی وجود دارد و معمولاً هم از طریق دوستان، بستگان، افراد مورد وثوق، معرفی جناحها و جریانات سیاسی و تفحص خود فرد، این شناخت حاصل میشود ولی اگر برای شناخت، معیارها و شاخصهای درستی وجود نداشته باشد، شناخت از افراد ناقص و اعتمادها بعضاً به بی‌اعتمادی و روی‌آوردنها به روی‌گردانی و اقبالها به بداقبالی تبدیل خواهد شد.

وکالت مسئولیتی نیست که به راحتی از ناحیه موکل قابل عزل باشد و بالاتر از نماینده مسئولی وجود ندارد که بتواند از وکیل سلب وکالت کند. وکیل به محض انتخاب شدن برای مدت ۴ سال نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی است و شخصیت او در این ۴ سال و حتی بعد از آن معرف شخصیت مردم انتخاب کننده وی خواهد بود. اگر فردی بدرستی انتخاب شده باشد برای مردم حوزه انتخابیه مایه افتخار و سربلندی و اگر بناحق رأی آورده باشد مایه شرمساری مردم حوزه انتخابیه خود خواهد بود. اگر برای شناخت مردم یک حوزه انتخابیه ملاکهای زیادی وجود داشته باشد و بخواهیم میزان منطقی بودن، تعهد به آرمانها، توجه به فضیلتها و کمالات آن شهر و حوزه انتخابیه را بشناسیم، یکی از این معیارها شناخت مردم از طریق نمایندگان آنها است. اگر بپذیریم که نماینده هر شهر معرف شخصیت مردم آن شهر است، برای شهرهای دارای رفتار منطقی، موکلین آنها معرف بهتری از شخصیت آنها خواهند بود.

برای کشوری که در طول بیش از ۴۰ سال گذشته به طور متوسط هرسال یک انتخابات را تجربه کرده است، انتظار بهبود در فرآیند انتخابها و انتخاب نمایندگان باسوادتر، موجه‌تر و قابل قبول‌تر انتظاری دور از ذهن نیست و انتظار می‌رود که مردم در هر دور از انتخابات با تجربه اندوزی از انتخابهای گذشته اشکالات و ایرادات واقع در انتخابهای قبلی را جبران کنند. اگر بطور متوسط مردم از هر انتخاب گذشته یک نکته آموخته باشند، شمار نکات آموخته شده برای اطمینان نسبت به داشتن یک انتخاب سالم و مؤثر کفایت می‌کند.

اگر چه تحلیل‌های قبل و بعد از هر انتخابات در مورد مکانیزم‌های انتخاب و یا درستی و یا نادرستی در انتخاب، ما را برخوردار از گنجینه‌ای از یافته‌ها و تجربیات کرده ولی زمانی این تجربیات می‌تواند مفید واقع شود که روند انتخابهای ما را بهتر کند. اگر بنا باشد که در هر انتخاب مجدداً اشکالات و ایرادات قبلی وجود داشته باشد قطعاٌ از تجربیات گذشته استفاده نشده است.

آنچه در انتخابهای گذشته مورد غفلت قرار گرفته ارائه شاخصها و آگاهی دادن مردم برای شناخت کاندیداهای اصلح و شایسته بوده و بیشتر اهتمامها برای قانع کردن مردم جهت رأی دادن به کاندیداهای مورد قبول احزاب بوده بدون اینکه به شایستگی و اصلح بودن کاندیداها وقعی نهاده شود. طبیعی است در فضایی که برای کاندیدا شدن از ملاک و معیار خبری نیست هرکسی به خودش اجازه می‌دهد تا وارد عرصه انتخابات شده و برای رأی آوردن خود از هر شیوه و یا روشی اعم از مشروع و یا نامشروع استفاده نماید.

حاکمیت ملاکها و معیارهای انتخاب در جامعه منجر به نوعی غربالگری در بین افراد می‌شود و فضا برای رقابت سالم بین افراد صالح و شایسته فراهم خواهد شد. در یک جو و فضای دور از ملاک و معیار، چهره‌های شایسته و اصلح خود را در معرض انتخاب قرار نمی‌دهند. در این فضا تخریبها جایگزین تعریفها، جنگ و دشمنی جایگزین رقابت و کینه و کدورت جایگزین رفاقت خواهد شد. در این فضای ناسالم فقط افرادی وارد می‌شوند که حاضر باشند برای موفقیت خود از هر شیوه و روشی اعم از مشروع و یا غیرمشروع استفاده کنند. اگر فضا ناسالم باشد افراد صالح و شایسته خود را باخته و شکست خورده خواهند دید و دلیلی برای ورود نخواهند داشت.

اگر انتخاب افراد بر مبنای شاخص و معیار از جوامع سنتی و روستایی و دارای بافتهای قومی و قبیله‌ای انتظاری دور از ذهن باشد، برای استانها، شهرها و نقاطی که داعیه‌دار پیش‌قراولی اصحاب فرهنگ و معرفت را دارند، انتظاری بحق و نزدیک به ذهن است. انتظار می‌رود استانهایی که در طرح ایده‌های جدید سرآمد استانهای دیگر بوده اند در بحث تدوین شاخصها و معیارهای یک انتخاب نیز سرآمد سایر استانها باشند و بتوانند با ارائه الگویی موفق به رسالت فرهنگی خود به نحو احسن عمل کنند. جایگاه کلانشهرها چه از نظر سهم جمعیتی و چه از نظر تأثیرگذاری بر تحولات ملی و استانی، نقش مردم این شهرها را به نقشی برجسته و پررنگ تبدیل می‌کند.

جناحها و جریانهای سیاسی قبل از اینکه برای انتخاب کاندیدای خود بکوشند، باید به مردم در انتخاب خود شاخص بدهند. در صورتیکه جناحها در تدوین شاخصهای یک انتخاب خوب کمک نمایند و خود نیز براساس همین شاخصها کاندیدا معرفی نمایند بیشتر مورد استقبال مردم قرار خواهند گرفت. احزابی که سعی در تعمیق انتخاب مردم دارند و راه موفقیت خود را در این تعمیق می‌بینند در جلب اعتماد مردم نه در یک دوره بلکه در دوره‌های مختلف موفق خواهند بود. احزابی که راه موفقیت خود را در بی‌ملاکی و فقدان معیار می‌بینند از پشتوانه‌ افراد دارای فکری و تخصص برخوردار نبوده و با اتکاء به حمایت عوام نیز نمی‌توانند رسالت و مسئولیت عهده‌دار شده را به سرمنزل مقصود برسانند.

اگر انتخاب مردم مبتنی بر شاخص و متکی بر معیارهای تعریف شده و پذیرفته شده باشد، روی‌گردانی و سلب اعتماد از انتخاب‌شدگان بندرت اتفاق می‌افتد. نمایندگانی که نتوانند در دوران نمایندگی خود همچنان پشتوانه مردمی را حفظ کرده و حتی اقبال عمومی نسبت به خود را افزایش دهند در پیگیری شعارهای مطرح کرده چندان توفیقی نخواهند داشت. انتخابهای عاری از پشتوانه ملاک و معیار، عملاً روند تغییرات نمایندگان را سرعت بخشیده و مجالس جدید از پشتوانه تجربیات مجالس قبلی محروم می‌شود.

در ادامه سعی خواهد شد تا ملاکها و معیارهای یک انتخاب درست و کارآمد در انتخابات مجلس شورای اسلامی مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد. قطعاً کمک و مساعدت اصحاب فکر و اندیشه و مطبوعات به تعمیق این مبحث کمک نموده و بستر مناسبی برای تصمیم مردم فراهم خواهد کرد.

۱- تعهد و دینداری:

از ویژگی های متمایز ما با سایر جوامع دمکراتیک، تعهد و دینداری مردم ماست. در جامعه ای که مردم آن برای اعتقادات خود در جریان سال های انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و پس از آن، صدها هزار شهید، جانباز و آزاده تقدیم کرده و برای پای بندی به آرمان ها و ارزش های الهی و انسانی خود از بسیاری فرصت های مادی چشم پوشیده است نمی توان تعهد و دینداری را از مجموعه صفات یک نماینده حذف کرد.

نماینده ای که خود را متعهد به اعتقادات اسلامی و انسانی بداند و همیشه خود را مدیون ایثارگری ایثارگران تلقی نماید، در قیام و قعودهای خود، در موضعگیری ها و جهت گیری های خود هیچ وقت صاحبان اصلی انقلاب را فراموش نکرده و در پیچ و خم های حوادث و جریانات پیش آمده در طول دوران نمایندگی مسیر اصلی نظام و انقلاب را گم نخواهد کرد.

مردم انتظار دارند که نماینده آن ها در صحنه های مختلف انقلاب با مردم همراه بوده و فقط از دور دستی بر آتش نداشته باشد. کسانی که در کوران حوادث در کنار مردم قرار نگرفته و در غم های مردم شریک نشده اند در آینده نیز راه خود را از مردم جدا خواهند کرد. از کسی که مقید و متعهد به نظام و انقلاب نبوده نمی توان انتظار داشت که در آینده چنین تعهدی را در خود ایجاد کند. فردی که از فرصت های مختلف برای آزموده شدن خودش استفاده نکرده نمی توان انتظار داشت که در آینده به راحتی از آزمون های سخت عبور کند.

جایگاه نمایندگی، جایگاه پیشنهادهای وسوسه انگیز است. اگر کسی در موقعیت های قبلی دچار لغزش نشده و به رغم فراهم بودن فرصت های سوء استفاده به خود اجازه سوء استفاده را نداده است، در وهله اول پیشنهادهای وسوسه انگیز کمتری برای سوء استفاده به او خواهد شد و در وهله بعدی به راحتی گرفتار این وسوسه های شیطانی نخواهد شد. کسی که در همه حرکات و سکنات و همه جایگاه ها خدا را ناظر و شاهد بر اعمال خود ببیند به مردم و آرمان های آن ها پشت نخواهد کرد.

افرادی می توانند از دام های پهن شده برای نمایندگان جان سالم بدر ببرند که دیانت و اعتقادشان ظاهر سازی نباشد و ریشه در عمق وجودشان داشته باشد. ایمان های سطحی و بدون پشتوانه که صرفاً‌ ناشی از جو گرفتگی و برای همراه شدن با مردم باشد و در جان و دل افراد ریشه نداشته باشد به راحتی رنگ می بازد و سر از کفر و نفاق در خواهد آورد. در دنیای توأم با نیرنگ و ظاهر سازی به سختی می توان افراد معتقد را از افراد غیر معتقد تمیز داد. اگرچه ادعاها زیاد است ولی هر ادعایی را نباید باور کرد. گذشته افراد شاهد خوبی برای صحت و سقم ادعاهای فرد است.

اگر نامزدی همه شرایط و ویژگیهای دیگر را داشته باشد ولی متعبد و دیندار نباشد و خداوند را ناظر بر عملکرد و تعهدات خود به مردم نبیند، بجای حل مشکلات مردم از ظرفیت نمایندگی برای حل مشکلات خود استفاده میکند. کم نبوده اند افراد فاقد بنیه مذهبی که از مجلس نردبانی برای ترقی خود و نادیده گرفتن مطالبات مردمی استفاده کرده اند. افرادی که با شهرت نمایندگی در دوران نمایندگی و یا بعد از آن سخنگویی ضد انقلاب شده و به مثابه تریبونی برای اتهام زنی به نظام و انقلاب عمل کرده اند. خطر اینگونه افراد از سایر افراد فاقد بقیه ویژگیها بمراتب بدتر است. فرد دیندار اگر کاری برای مردم و موکلین انجام ندهد نمک بر زخم آنها نمی پاشد.

درست است که هیچ کس از انحراف و اشتباه مصون نیست ولی اگر اشتباه و انحراف تکرار شد، باید در صداقت و سلامت فرد شک کرد، چرا که بزرگان دین ما گفته اند که مؤمن برای دوبار از یک سوراخ گزیده نخواهد شد.

گرچه برای بسیاری از جاها باید فرض بر دینداری و تعهد فرد گذاشت ولی در بسیاری از جاها نیز نمی توان بسادگی از کنار موضوع گذشت. در جایی که اختیار خود را به دست افرادی می دهیم که به راحتی نمی توانیم این اختیار را از آنها سلب کنیم، آموزه های دینی و انگاره های منطقی حکم می کنند که با وسواس بیشتری وارد شویم.

انتخاب افراد غیر متعهد و غیر مقید به آموزه های دینی باعث می شود تا مجلس صحنه درگیری بین شورای نگهبان قانون اساسی و نمایندگان باشد. اگر بزرگان دینی از ناحیه نمایندگان احساس دینداری و تعهد نداشته باشند بر علیه مجلس موضع گرفته و این مخالفت ها فرصت های کاری را از مردم و مجلس خواهد گرفت. اگر بپذیریم که در سایه تفاهم و ایجاد جو اعتماد می توان کارها را پیش برد، باید نمایندگانی را انتخاب کنیم که در آینده در حوزه های دینی تشنج آفرین و تنش زا نباشد و محافل دینی و مذهبی را به موضعگیری و مخالفت وادار ننمایند.

اشتراک بسیاری از حوزه ها مثل حوزه های حقوقی، اقتصادی و اجتماعی بین دانشگاه و حوزه ایجاب می کند تا همکاری وسیع و گسترده ای بین این دو کانون علمی و پژوهشی ایجاد شود. انتخاب افرادی که می توانند در تقویت این همکاری نقش داشته باشند و با زبان مشترک این دو کانون آشنایی دارند کشور را در تصویب طرح ها و لوایح مورد قبول محافل حوزوی و دانشگاهی بیشتر کمک می کند.

موقعیت کشور ما به گونه ای است که ادعای الگوسازی و الگو شدن دارند و صرفاً‌ نمی تواند از تئوری ها و یافته های غربی به ویژه در زمینه مسائل اقتصادی و اجتماعی استفاده کند. تسلط نمایندگان به هر دو زمینه دانشگاهی و حوزوی کمک می کند تا هم از تجربیات دیگران و هم از آموزه های دینی و الهی خودمان استفاده کنیم. واقعیت این است که هر چند در علوم تجربی موفقیت های زیادی کسب کرده ایم ولی در علوم تجربی اجتماعی مثل اقتصاد چندان توفیقی نداشته و نیازمند طراحی مدل ها و الگوهای بومی مبتنی بر آموزه های اسلامی هستیم.

در طراحی مدل ها و الگوهای بومی تنها آگاهی و شناخت قانون گذار از تجربیات دیگران و یا آموزه های دینی کفایت نخواهد کرد. تعهد و اعتقاد قانونگذار به آموزه های دینی شرط کافی برای درستی مدل های طراحی شده و مصوب خواهد بود. کسی که مقهور پیشرفت کشورهای غربی است و مدل های رشد و توسعه خود را در کپی مدل های رشد و توسعه غربی جستجو می کند و به توانایی اسلام در پاسخگویی به نیازهای رو به رشد جامعه اعتقاد ندارد نمی تواند در طراحی مدل های بومی متکی به اسلام همراه و همگام باشد.

۲- تخصص

اگرچه مباحث و موضوعات مطرح شده در مجلس شورای اسلامی از تنوع و تعدد زیادی برخوردار است و هیچکس نمی‌تواند ادعا کند که در همه زمینه‌ها تخصص دارد ولی برخورداری از حداقل یک تخصص از نیازهای اولیه یک نماینده است. اگر نماینده تخصص نداشته باشد اهمیت تخصص را درک نکرده و ساز کار لازم برای استفاده از متخصصین را نیز دنبال نمی کند.

فرد در جایگاه نمایندگی باید از تخصص کافی برخوردار باشد تا بخوبی بتواند از طرح و یا لایحه مورد حمایت خود دفاع کند. کسی که در یک جایگاه تخصصی قرار ندارد و با یافته‌های تخصصی بیگانه است و امکان استفاده از آنها را ندارد و یا خودش نقش مرجع در یک رشته علمی را ندارد نمی‌تواند دیگران را با خود همراه و رأی و نظر آنها را به سوی خود جلب کند.

دفاع از طرحها و لوایح مطروحه در مجلس شورای اسلامی مستلزم آگاهی دقیق و مبنایی در برخی از حوزه‌های تخصصی و یا شناخت و آشنایی با مبناهای نظری و تئوری مشترک مورد استفاده در بسیاری از علوم است. کسی که با تحقیق و فعالیتهای پژوهشی آشنایی ندارد، اهمیتی برای یافته‌های پژوهشی محققین قائل نیست و این بی‌توجهی مجلس را گرفتار سطحی‌نگری، فعالیتهای غیرکارشناسی و بی‌توجه به تجربیات دیگران خواهد کرد.

اگر مجلس جایگاه استفاده از تصمیم‌ سازی‌های محافل علمی و تخصصی است و نماینده یک فرد انتخاب کننده آراء کاربردی و مفید برای جامعه از بین انبوه آراء مطرح شده در مجامع حوزوی و دانشگاهی است، باید نمایندگانی را در خود جای داده باشد که قادر به درک یافته‌های علمی و پژوهشی بوده و بتوانند بهترین آراء و تصمیم‌ها را در مجلس به تصویب برسانند.

نماینده متخصص با اشراف به حوزه‌های کاری و قانونگذاری مقهور تسلط عوامل اجرایی در بعضی از حوزه‌ها نمی‌شود و با دقت و کنکاش خود در طرحها و لوایح ارائه شده هم حواس و دقت عوامل اجرایی در تهیه لوایح را بیشتر می‌کند و هم خطاهای احتمالی در طرحها و لوایح پیشنهادی را اصلاح می‌کند.

نماینده متخصص در یکی از حوزه‌های کاری مجلس با قرارگرفتن در کمیسیونهای تخصصی سریعاً به آن حوزه تسلط پیدا کرده و با اشراف بر موضوعات تخصصی براحتی قادر به نقد عملکردهای وزارتخانه‌ها و سازمانهای مرتبط با کمیسیون مربوطه خواهد شد. با کنکاش و دقت در عملکرد نمایندگان ادوار مختلف متوجه خواهیم شد که صحنه‌گردانان مباحث اصلی مجلس نیروهای تخصصی مجلس هستند و همین چهره‌ها هستند که در جلسات کارشناسی و در محافل مطبوعاتی مورد استقبال کارشناسان و اصحاب رسانه‌ها قرار می‌گیرند و همین نیروهای تخصصی در اکثر ادوار مجلس حضور داشته و با تکمیل دانش خود به تجربیات ادوار مجلس، سرمایه‌ای برای مجلس به حساب می‌آیند.

اگرچه سطح تخصص‌ها و مدارک دانشگاهی و حوزوی در کل کشور ارتقاء یافته و انتخاب نمایندگان دارای مدارج دانشگاهی و حوزوی حتی در حوزه‌های انتخابیه شهرهای کوچک نیز دور از ذهن نیست ولی انتظار می‌رود که توجه به تخصص بویژه تخصص‌های مورد نیاز مجلس و کشور در حوزه‌های انتخابیه شهرهای بزرگ بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

از آنجاکه نوع مطالبات حوزه‌های انتخابیه با هم متفاوت است، بنابراین در انتخاب کاندیداهای حوزه‌های انتخابیه نیز این موضوع باید مورد توجه قرار گیرد. درحالیکه در شهرهای کوچک و حوزه‌های روستایی بیشتر مطالبات مردم از نوع اولیه و ابتدایی است و در جوامع شهری و کلانشهرها از نوع ارتقاء سطح توسعه و افزایش جایگاه آن شهر و حوزه انتخابیه است، لذا در کلانشهرها و شهرهای بزرگ باید افرادی انتخاب شوند که به مفاهیم نظری توسعه مسلط باشند و مفهوم رقابت و جایگاه رقابتی شهر و حوزه انتخابیه خود را درک کرده و علاوه بر استفاده از توانمندی‌های دولتی زمینه را برای رشد بخش خصوصی و ارتقاء سطح فعالیتهای بخشهای مختلف اقتصادی فراهم کنند. در این حوزه ها بحث از تأمین آب، برق، گاز ، تلفن، راه و این مسائل گذشته و کارها پیچیده‌تر از اینها است.

ضرورت دسترسی نمایندگان به متون تخصصی علمی و ایجاد تماس و ارتباط با نمایندگان اعزامی از سایر کشورها ایجاب می‌کند تا نمایندگان با یکی از زبان های فراگیر دنیا آشنایی داشته باشند. در جریان دوره ۴ ساله مجلس، هر نماینده در تعدادی از همایشها و جلسات تخصصی با زبان فراگیر دنیا شرکت می‌کند. آشنایی وی به این زبان امکان استفاده بیشتری برای نماینده فراهم می‌کند.

هرچند همه تخصصها بجای خود ضرورت دارند ولی تحت تأثیر نیازها و مقاطع زمانی، نیاز به بعضی از تخصصها بمراتب بیشتر از سایر تخصصها است. اگر هدف از انتخاب یک نماینده قانونگذاری، نظارت و پیگیری امور عمومی مردم در دستگاههای اجرایی باشد به بعضی از تخصصها مثل تخصصهای اجتماعی، اقتصادی، مدیریتی و حقوقی بیشتر نیاز وجود دارد. همانطور که یک متخصص در علوم اجتماعی، مدیریت، اقتصاد و حقوق، وقت گذاشتن و پیگیری فرآیندهای یک عمل کاملاً تخصصی در یک زمینه کاملاً فنی را برای خود کسل کننده و غیر جذاب می‌داند، وقت گذاشتن یک متخصص حوزه‌های کاملاً فنی و مهندسی برای مسائل اجتماعی، اقتصادی و حقوقی مردم نیز کسل کننده و غیرجذاب است.

گرچه در حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی و حقوقی همه ادعای داشتن تخصص می‌کنند ولی مشخصاً افرادی موفق هستند که در یکی از حوزه‌های ذکر شده تخصص دانشگاهی و یا حوزوی داشته باشند و نردبان ترقی را در مکانهای تخصصی پیموده باشند. اگرچه در جریان اصلاح قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی حداقلهای لازم برای کاندیداتوری در انتخابات مجلس شورای اسلامی تعدیل شده ولی اکتفا به این حداقلها کفایت نمی‌کند و اگر برای شهرهای کوچک بسنده کردن به این حداقلها توجیه‌پذیر باشد برای شهرهای بزرگ و پرجمعیت خیلی موجه نخواهد بود.

امروزه پیچیدگی حوزه‌های اجتماعی اگر از حوزه‌های تجربی بیشتر نباشد قطعاً کمتر نیست. بی دلیل نیست که در کشورهای غربی نخبه‌های خود را به سمت حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی، فلسفی و مدیریتی هدایت می‌کنند و جایگاه مادی و معنوی متخصصین این حوزه‌ها اگر بالاتر از سایر حوزه‌ها نباشد قطعاً پایین‌تر نخواهد بود. اگر براحتی می‌توان با تقسیم‌بندی اجزاء بدن برای هر جزء یک تخصص را در پزشکی تعریف کرد، در حوزه‌های اجتماعی چنین تقسیم‌بندی‌هایی غیرممکن و نمی‌توان برای این حوزه‌ها، تخصصهای کاملاً مجزا را تعریف کرد. بر این اساس متخصص شدن در حوزه‌هایی که نیازمند شناخت از سایر حوزه‌ها است نه کار ساده‌ای است و نه از عهده هرکسی برمی‌آید، لذا نمی‌توان از کنار هر ادعایی به سادگی گذشت و مؤید مدعی شد.

درست است که در شرایط فعلی به حضور افراد متخصص در همه رشته ها نیاز داریم، ولی در برخی از تخصص ها نیاز کشور بیشتر است. برخی از متخصص ها فقط در یک کمیسیون و در یک حوزه کاری کاربرد دارند ولی برخی از متخصص ها در حوزه های مختلف گره گشا هستند. باید دید که کشور در چه حوزه هایی بیشتر مشکل دارد. در آن حوزه ها به حضور افراد متخصص، نیاز بیشتری داریم.

اگر این روزها مشکلات کشور اقتصادی است در این حوزه حضور افراد متخصص در مجلس اولی تر است. متاسفانه در هر دوره ای از مجلس، تعداد افراد اقتصاد خوانده از تعداد انگشتان دست هم تجاوز نکرده است. این شکل تخصیص نیروی انسانی به مجلس، با انتظار حل مشکلات اقتصادی از مجلس، باهم سنخیت و سازگاری ندارد. منطق ایجاب میکند افرادی در جایگاه حل مشکلات اقتصادی قرار بگیرند که سر رشته ای از اقتصاد داشته و در این رشته و یا رشته های مرتبط دانش و شناختی داشته باشند.

در کشور مشکل دانش فنی، سرمایه و نیروی انسانی نداریم، مشکل در غلط بودن مدلهای اقتصادی و استفاده نادرست از منابع است. چه کسی باید مدلهای اقتصادی را تدوین و سازوکار مناسب برای استفاده از این منابع را طراحی کند؟ اگر مدلهای اقتصادی غلط باشد با بیکاری منابع در همه بخش ها مواجه میشویم. مدلهای اقتصادی باید بگونه ای طراحی شوند که انگیزه فعالیت در بخشهای مختلف اقتصادی (کشاورزی، صنعت و خدمات) وجود داشته باشد. مشکل این بخشها بیش از آنکه در درون این بخشها باشد بیرون از این بخشها است. کشور در این بخشها توان تولید بالایی دارد ولی به علت غلط بودن مدلهای اقتصادی حاکم بر این بخشها، از این توان تولیدی برای حل مشکلات کشور استفاده نمی شود.

ادامه دارد...

نظرات کاربران

هنوز هیچ نظری تایید یا ثبت نشده است.

پیام کوتاه دکتر قادری

مشاهده آرشیو پیام‌ها