دکتر جعفر قادری

تارنمای اطلاع‌رسانی دکتر جعفر قادری

جعفر قادری نماینده ادوار هشتم و نهم مجلس شورای اسلامی طی یادداشتی در خبرگزاری فارس در تاریخ 6 آبان 98مطرح کرد

ملاک‌های انتخاب نمایندگان مجلس-۲

کد خبر : ۵۱۴۹ تاریخ انتشار: ۱۴:۳۲ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۹

هرچند تا ۲ اسفند زمان زیادی باقیمانده ولی برای شناخت مردم از افرادی که می‌خواهند به عنوان نماینده آنها عهده‌دار قانونگذاری و پیگیری امور آنها باشند فرصت کافی وجود ندارد و بیشتر شناخت‌ها سطحی است....

ملاک‌های انتخاب نمایندگان مجلس-۲

در یادداشت قبلی دو مورد از این ملاک ها اشاره شد، در ادامه نیر به چند مورد اشاره می شود

۳- تجربه

هر چند لازمه اشتغال در بعضی از پست ها و مسئولیت ها داشتن شور و نشاط جوانی است و پذیرش بعضی از ریسک ها صرفاً‌ توسط جوانان انجام می شود و برخی از افراد دارای تجربه و مسن به دلیل نکات مسئله دار و سؤال بر انگیز، خود جرأت و جسارت وارد شدن به برخی از حوزه ها را ندارند و فقط جوانان چنین جسارت هایی را می پذیرند ولی پرداختن به بعضی از فعالیت ها نیازمند داشتن تجربه و اتکاء به همین تجربیات است. حوزه های کاملاً پیچیده ای مثل حوزه قانوگذاری که فرد باید تلفیقی از تخصص و تجربه را در هم آمیزد و با اتکاء به دانش تخصصی خود و کمک گرفتن از تجربیات کاری و شغلی خود به طرح و لایحه ای اقبال نشان داده و یا با طرح و لایحه ای به مخالفت برخیزد، فرد بی تجربه را در مسیر جریانات و اندیشه های انحرافی قرار داده و از راه صواب باز می دارد. اگر وکیل نتواند اراده جریانات سیاسی و پشت صحنه بسیاری از موارد مطروحه را بخوبی درک کند در دام بازی های سیاسی گرفتار شده و هر روز بازیچه یک جریان سیاسی خواهد شد.

تجربیات کاری و شغلی فرد در مشاغل متنوع و مختلف اداری دایره المعارفی است که فرد را در شناخت سره از ناسره و صحیح را از غلط کمک می کند. حربه های بکار رفته توسط برخی از افراد و جریانات. حربه های تازه ای نیست بلکه همان روش ها و حربه های قدیمی است که با رنگ و لعاب دیگری مطرح می گردد. اینکه گفته اند آنچه یک جوان در آینه می بیند یک فرد مجرب در خشت خام می بیند سخنی به گزافه نیست و مستند به شواهد بسیاری است.

آگاهی از سیاست ها و تدابیر گذشته اقتصادی و اجتماعی و درک عینی و عملی بسیاری از سیاست ها چیزی نیست که با مطالعه و یا کنکاش علمی بدست آید و یا اگر بتوان از روش های علمی به برخی از این واقعیت ها دست یافت براحتی نمی توان آن را تصور و درک کرد. داشتن درک درست از بسیاری واقعیت های گذشته، قانونگذاران را به روش های آزمون و خطا گرفتار نمی کند و از نمایندگان مجلس وکیل الدوله نخواهد ساخت.

بسیاری از افرادی که در سیستم های پیچیده اداری دستی بر آتش نداشته و از زیر و بم های روابط پیچیده اداری تصور و ذهنیت درستی ندارند در تصمیم گیری ها، دچار ساده اندیشی و خام انگاری می شوند. فراگیری چنین تصورات و ذهنیت هایی کشور را با انبوه قوانین غیر قابل اجرا و دور از واقعیت مواجه می کند.

مجلس شورای اسلامی محل تجربه اندوزی و آزمودن روش های آزموده نیست. وقتی بنا هست برای هر کشور فقط یک مجلس وجود داشته باشد و عمر کاری هر نماینده ۴ سال باشد و مجالی برای کنار زدن افراد غیر کارآمد و جایگزینی افراد کارآمد وجود نداشته باشد، نباید به خود اجازه اشتباه کردن و تکرار اشتباه را بدهیم.

فرادی که برای شکل گیری شاکله وجودی شان باید سال ها بگذرد و در کوران حوادث و جریانات مختلف آهن وجودشان آبدیده شود باید در سطوح پایین تر مشورتی و قاعده گذاری آزموده شده و در صورت گرفتن نمره قبولی به سطوح بالاتر راه یابند. اگرچه راه یافتن یک فرد در اوان جوانی و در ابتدای مسئولیت اداری به مجلس شورای اسلامی یک امتیاز بزرگ برای شخص به حساب می آید ولی برای جامعه چندان امتیازی ندارد. جایگاه نمایندگی جایگاهی است که فرد باید از بسیاری از امتیازات بگذرد تا بتواند برای جامعه امتیازاتی دست و پا کند و نه اینکه خود بدنبال جستجوی امتیازی هر چند به ضرر جامعه باشد.

دوران جوانی دوران سرشاری از احساسات پاک و سالم انسانی است. افراد و جریانات سیاسی با شناخت احساسات پاک و عواطف دست نخورده جوانان دام های زیادی را برای آن ها پهن می کنند. جوان چون خودش منبع پاکی و صداقت است همه افراد را با دیده صداقت و پاکی می نگرد و همین نگاه صادقانه به همه افراد و جریانات، منشأ خطا و لغزش در او خواهد شد.

فردی که می خواهد در جایگاه نمایندگی قرار گیرد باید از دغل کاری و سیاه‌بازی بعضی از افراد آگاه بوده و نمونه های مختلف حقه ها و حیله های سیاسی را تجربه کرده باشد. یک نماینده مجلس نمی تواند بر موج های ایجاد شده توسط افراد و جریانات سوار شده تا او را به هر جایی ببرند. در بسیاری از موارد ایشان باید به کمک تجربیات خود موج هایی را ایجاد و یا از شکل گیری برخی از موج ها جلوگیری کند. چه بسا یک قضاوت عجولانه چهره شهر و استان را در نگاه مسئولین کشوری تخریب و زمینه تضییع حق و حقوق مردم را فراهم نماید و عدم موضع گیری اصولی و دارای پشتوانه نماینده مردم، تصورات نادرستی را در اذهان مسئولین کشوری نسبت به آن شهر و استان ایجاد نماید.

جایگاه نمایندگی مجلس یکی از جاهای مرجع و پست های محوری کشور، است. قرار گرفتن افراد دارای اهلیت باعث می شود تا بسیاری از افراد،‌ تخصص ها، تمایلات و سلیقه ها حول این محور جمع شده و مجموع توانمندی ها برای سرعت دادن به رشد و توسعه شهر و استان بسیج شوند.

شخصیتی که نتواند محور قرار گرفته و بر گرد خود افراد و تخصص های مختلفی را جمع کند، در بسیج نیرو و امکانات توفیقی نخواهد داشت. در طول سال های گذشته افراد زیادی را تجربه کرده ایم که مسئولین استانی و کشوری نه تنها بر محور آن ها جمع نشده اند بلکه بر تذکرات و در خواست های آنان نیز وقعی ننهاده اند. برخلاف برخی تصورات که راه توسعه شهر و استان را در درگیری بین نمایندگان و مسئولین استانی و کشوری می دانند راه رشد و توسعه استان از مسیر هماهنگی و تفاهم بین مسئولین و نمایندگان و تقسیم کار بین آنها می گذرد.

در شهرها و استان هایی که مسئولین و نمایندگان کمر به تخریب یکدیگر بسته اند مسئولین اجرایی کشور برای گفته ها و درخواست های هیچکدام تره خورد نکرده اند. هماهنگی و همراهی به مفهوم بستن راه انتقاد از مسئولین و مسئولیت ها نیست. اگر نماینده دارای نقشی محوری باشد همانطور که از همراهی ها و مساعدت های او با مسئولین محلی و کشوری استقبال می کنند، انتقادهای خیرخواهانه و از سر دلسوزی او را نیز به دیده منت می پذیرند.

همانگونه که انتقادهای بی مورد و از سر عناد و لجاجت رابطه نماینده با مسئولین را تیره می کند و در موضع لج و لجبازی، امکان پذیرش انتقادهای حق و به موقع او را نیز خنثی می کند، همراهی بی چون و چرا و تسلیم شدنهای بی مورد و تصدیق های ناروای عملکرد مسئولین نیز، جایگاه ایشان را در قوای مجریه و قضائیه سست می کند.

همراهی های توأم با شناخت و آگاهی و از سر دلسوزی و نه از سر استیصال و یا ضعف نماینده با مسئولین استانی و شهرستانی، می تواند به تقسیم کار بین مسئولین محلی و نماینده بیانجامد. نماینده ای که در نتیجه این تقسیم کار خیالش از ناحیه حوزه انتخابیه راحت است و مطمئن است که مسائل داخلی حوزه انتخابیه به وسیله مسئولین محلی رفع و رجوع می شود، مجال و فرصت بیشتری برای پرداختن به مسائل کلی و کلان حوزه انتخابیه و درگیر شدن با موضوعات ملی مرتبط با حوزه انتخابیه خواهد داشت.

بهرحال وقت نماینده محدود است و اگر بنا باشد درگیر مسائل ریز و درشت درون حوزه انتخابیه شود،‌کمتر می تواند از سهم و جایگاه ملی حوزه انتخابیه دفاع کند. باید توجه داشته باشیم که این تقسیم کار بدان مفهوم نیست که نماینده از مسائل و مشکلات داخلی حوزه انتخابیه غفلت کرده و مردم را رها کند بلکه رعایت اعتدال در توجه به هر دو بعد می تواند راهگشا باشد.

۴- داشتن تفکر انقلابی و باور به مدیریت جهادی

اگر نماینده همه ویژگیهای ذکر شده در بالا را داشته باشد ولی نظام و انقلاب را باور نداشته باشد، نمی تواند خود را از قید و بند مدلهای غیرانقلابی و سنتی رها کند. در سایه عمل به مدلهای انقلابی است که می توان مشکلات کشور را با سرعت حل کرد. اگر مدلهای سنتی سرمایه داری و یا سوسیالیستی توانسته اند مشکل دیگران را حل کنند میتوانند مشکل کشور ما را هم حل کنند. انقلاب ما راه سومی را برای حل مشکلات کشورها پیش پای دنیا گذاشت.

اگر این تفکر انقلابی تابحال توانسته بر همه توطئه های نظامی و سیاسی تدارک دیده شده در عراق، افغانستان، سوریه، یمن و کلا خاورمیانه برعلیه ما غلبه کند همین تفکر هم میتواند مشکل ما را در اقتصاد حل کند. تفکری که مبتنی بر ارزشهای انقلابی باشد قطعا راه حل های جداگانه ای برای حل مشکلات اقتصادی پیشنهاد خواهد کرد.

برخورداری صرف از تفکر انقلابی هم کفایت نمی کند، باید کارها را به شکل جهادی مدیریت کرد. مدیران بی حال و خوشگذران برای کار مردم حاضر به وقت گذاری نیستند. کشور نیاز به نمایندگانی دارد که حاضر باشند از وقت خود برای مردم مایه بگذارند نه اینکه از وقت دیگران برای خوشگذرانی و امور خانوادگی هزینه کنند. گرفتار شدن در پیچ و خمهای اداری مانعی برای تسریع در انجام کارهای اداری است. لازمه مدیریت جهادی تلاش برای مقررات زدائی و سهولت در انجام امور اداری است.

۵- مردمداری و مردمی بودن

اگرچه در نظام مقدس جمهوری اسلامی همه پست ها و جایگاه ها به وسیله مردم واگذار می شود ولی بعضی از آنها به شکل مستقیم و بعضی به شکل غیر مستقیم مردم در واگذاری آن نقش دارند. این تفویض و واگذاری به ویژه برای افرادی که مستقیماً به وسیله رأی مردم انتخاب می شوند، ایجاب می کنند که همیشه خود را وامدار مردم بدانند. همانگونه که یک وکیل برای رأی آوردن باید به رأی و نظر مردم توجه داشته باشد، بعد از انتخاب شدن نیز باید برای رأی و نظر مردم احترام قائل شود.

اصولاً‌ اگر یک وکیل قبل از انتخاب شدن در محافل و مجامع باید دیدگاه ها و نقطه نظرات خود را به مردم عرضه کند و به مردم امکان انتخاب بین دیدگاه های مختلف را بدهد، بعد از انتخاب باید به عکس شنونده دیدگاه ها و نقطه نظرات مردم باشد. به تعبیر دیگر اگر یک کاندیدای مجلس شورای اسلامی قبل از انتخاب شدن باید به تمام معنی زبان باشد، پس از انتخاب شدن و وکیل شدن باید به تمام معنی گوش باشد.

بیش از آنکه مردم به ارتباط با یک نماینده مجلس برای انتقال خواست ها و نیازهای خود نیازمند باشند، یک نماینده مجلس به تماس با مردم برای شناخت واقعیت ها و نیازمندی های مردم و تبدیل آن به طرح و قانون نیازمند است. نماینده ای که ارتباط خود را با مردم قطع کند و بسترهایی برای انتقال خواست های مردم فراهم نکند در قانونگذاری، پی گیری امور مردم و نظارت بر قوای مجریه و قضائیه فرد موفقی نخواهد بود. چنین فردی در بیان دیدگاه ها و در حمایت ها و مخالفت های خود همیشه به راه ناصواب کشیده خواهد شد.

بسیارند نمایندگانی که در برخورد با لوایح و طرح ها و در ایفای نقش های پی گیری و یا نظارتی خود توانمند ظاهر می شوند و چون با مردم تماس نداشته و از جنس مردم نیستند مردم از فعالیت های آنان اطلاع نداشته و یا اگر اطلاع داشته باشند چندان مقبولیت اجتماعی ندارند. کسی که بعد از انتخاب شدن راه خود را از راه مردم جدا کند و در شادی ها و مصیبت ها با مردم همراه نباشد نمی تواند در بین مردم جایگاه خود را حفظ کند.

مردمی بودن به مفهوم تماس تمام وقت با مردم و غفلت از پی گیری های کلی و کلان نیست. در عین حالی که یک نماینده برای شنیدن و توجه کردن به خواست های فردی افراد باید وقت بگذارد باید برای پی گیری های کلی و کلان حوزه انتخابیه نیز پی گیری های جدی داشته باشد. غرق شدن در پی گیری های موردی و فردی چه بسا ممکن است فرد را از وظایف کلی و کلان که یک نماینده عهده دار است بر حذر دارد.

بسیاری از درخواست های انفرادی و شخصی مردم ممکن است جایگاه و موردی نداشته باشد و با امکانات دولت و دستگاه های اداری تناسب ندارد و یا پی گیری آن ممکن است سایرین را از حقوق حقه و قانونی خود باز دارد. یک نماینده در عین حالی که شنونده درخواست های مردمی است ولی نباید به هر درخواستی تن در دهد و یا با نامه پراکنی های بی مورد فرد را پاسکاری نماید. همانگونه که انتقال خواسته ها و درخواست های مشروع مردم به دستگاه های اجرایی باید با قدرت و قاطعیت دنبال شود، نماینده باید در رد درخواست های نابجا و غیر مشروع نیز با قاطعیت برخورد کند. مردم همیشه از جواب های منفی یک نماینده خوشحال نخواهند شد و در بسیاری از موارد اگر جواب های منفی یک نماینده توأم با صداقت و توجیهات منطقی باشد بمراتب از پاسخ های مثبت ولی غیر واقعی، شیرین تر و راضی کننده تر خواهد بود.

مردمی بودن و تواضع نماینده به مردم جرأت و جسارت می دهد تا بدون واسطه خواسته ها و دیدگاه های خود را به وی منعکس نمایند و بین خودشان و نماینده حجابی قائل نشوند. انعکاس بی پرده مشکلات مردم به نماینده ایشان را کاملاً پی گیر و فعال می کند. نمایندگانی که با مشکلات مردم چندان درگیر نشده اند از عمر دوران نمایندگی برای رفع و رجوع کار مردم استفاده نکرده و بیشتر در تعقیب و شکار فرصت های شخصی برای خود خواهند بود.

نمایندگانی که به تماس با مردم اعتقاد دارند قطعاً برای این تماس ها هم برنامه دارند. تماس های بی برنامه منجر به اتلاف وقت مردم و نماینده و نارضایتی هر دو طرف خواهد شد. نماینده ای که نتواند این تماس ها را مدیریت کند ناچار به گذاشتن وقت بیشتر ولی کسب رضایت کمتری از ناحیه مردم خواهد شد. اگر چه وقت گذاشتن برای مردم و حضور در مجامع و محافل مردمی کاری پسندیده است نباید منجر به بی نظمی نماینده و غفلت وی از سایر وظایف و رسالت های وی در مجلس و پرداختن به جلسات علنی و کمیسیون ها و جلسات تخصصی و مشترک با مسئولین اجرایی گردد. طبعاً اگر نماینده ای به وظیفه و رسالت قانونگذاری خود به صورت جدی برخورد کند و با ارائه طرح ها و دفاع درست از لوایح بتواند در بین مسئولین اجرایی مقبولیت خاصی ایجاد کند در ارجاع کارهای مردمی توسط ایشان نیز با همراهی و مساعدت مسئولین اجرایی روبرو خواهد شد. لذا جدی بودن در کار قانونگذاری و نظارتی در مجلس مکمل مردمی بودن و پی گیری خواسته های مردمی است.

ادامه دارد...

نظرات کاربران

هنوز هیچ نظری تایید یا ثبت نشده است.

پیام کوتاه دکتر قادری

مشاهده آرشیو پیام‌ها